تبليغاتX
Emersion - لا سیف الا ذوالفقار
I'm jealous of Galenus

وقتی یه لباسو دوسش داری هرچقدم که پاره و کهنه بشه بازم سعی میکنی با وصله دوباره نو ش کنی، همیشه اون لباسو نگه میداری چون دوسش داری. عشق هم مثل همین لباس می مونه. هرچقدم سختی بکشی و زخم بخوری، بازم سعی میکنی تحت هر شرایطی حفظش کنی. ولی چه بهتر که این لباس همیشه نو بمونه. نو نمی مونه مگر با گذشت، وفاداری، صداقت، اعتماد، باور و خیلی چیزای دیگه. مطمئن باش اگه اینا رو رعایت کنی خیلی زود زندگیت زیبا میشه. اینا حکم شستشو و رفو کردنو برای اون لباسه دارن. البته اگه اون لباسو دوس داری گفتم. اگه دوسش نداری که بندازش دور. میتونی بذاری شب چارشنبه سوری آتیشش بزنی، اینجوری جالبترم میشه، میتونی رسوم باستانیتو هم زنده نگه داری، از همین چرت و پرتا که جدیداً مد شده میگن. تازه میتونی باهاش دم کن درست کنی یا باهاش کف آشپزخونه رو تمیز کنی. یه راه حل دیگه هم هست. میتونی بدیش به کس دیگه که به اون لباس خیلی نیاز داره. البته به شرطی که مطمئن باشی پشیمون نمیشی و دلت واسه لباست تنگ نمیشه.تازه با این همه لباسای رنگارنگ و جورواجور میتونی یکیو جایگزینش کنی. ولی مواظب باش جنسش خوب باشه. مرغوب باشه. مراقب باش مثل لباس قبلیت تا وقتی که تو نخوایش کنارت بمونه و زود پاره نشه. مراقب باش بتونه تو سرما تورو گرم نگه داره. ظاهرش فریبت نده. شایدم هیچوقت هیچ لباسی پیدا نشه که مثل همون لباس قدیمیه اندازه و میزون بدنت باشه، انگار فقط واسه تو ساختنش، مگه نه؟ ببینم اصلا میتونی ازش دل بکنی؟ اون تو بدترین شرایط کنارت بوده. تو سردترین روزای سال تورو پوشونده و گرم نگهت داشته. یادته اون روز که میخواستی بخریش چه ذوق و شوقی داشتی؟ همیشه از در مغازه رد که میشدی، چند دقه می ایستادی و نگاش میکردی. همیشه دلت میخواست داشته باشیش. خیلیای دیگه دلشون میخواسته که داشته باشنش. ولی تو لیاقتشو داشتی و الان داریش. دیگه خوددانی هرکاری میخوای بکن. اصلا به من چه... اوه اوه دیرم شده، قراره با دوستم بریم لباس بخریم. سر چارراه منتظرمه. مواظب خودتون باشین. لباساتونم از طرف من بوس کنین. تا بعد

«مشترک Emersion شوید»

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1390ساعت   توسط 034  |